تبلیغات
پارادوکس
از ماست که بر ماست!!!
«م ـ ه» مخفف «مرض هاری»!
شنبه 6 تیر 1394 ساعت 01:43 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )

حسین قدیانی

اینی که در حسینیه امام خمینی، هم حضرت آقا، هم رئیس قوه مجریه صحه بر این مهم گذاشتند که تحریم‌ها هرگز آن اثر مد نظر دشمن را نداشته، حکایت از ۲ نکته مهم دارد؛ نخست، ایستادگی دائمی ملت ایران در برابر فشارها، دوم، ذکاوت ملت ایران در تبدیل همیشگی تهدیدها به فرصت‌ها.

ذیل نکته نخست، می‌توان به دست‌نوشته‌های انبوه، ساده، باشکوه، خودجوش و خودنوشت مردم اشاره کرد در همین مراسم تشییع شهدا. اینکه ملت با خط خودشان، دست‌خط خودشان بردارند روی یک کاغذ بزرگ، حرف و حدیث بر مدار عزت برانند و آدمی را یاد شهادتنامه شهدا بیندازند؛ اینکه ملت، دهه شصتی و بدون تکلفات مرسوم، حضور بهم رسانند؛ اینکه ملت، از فرط شعار مبنی بر شعور، فی‌الواقع حنجره خود را به جایگاه مراسم بدل کنند؛ اینکه ملت بعد از گذشت ساعاتی بشدت گرم و داغ، هنوز دوست داشته باشند مراسم ادامه داشته باشد؛ اینکه ملت حرف خود را «بشدت صریح» اما «بشدت صحیح» آن هم با بلندترین فریاد ممکن سردهد؛ جملگی تداعی‌گر آن یوم‌الله بی‌مثال بود در دی‌ماه هشتاد و اشک!

اگر نهمین روز دهمین ماه از سال ۸۸ را ملت و با استعانت از حضرت ربوبیت، خلق کرد تا فقط و فقط از عشق خمینی‌وار خود به خامنه‌ای سخن بگوید، بیست و ششم خرداد ۹۴ هم تنها و تنها حکایت از همین عشق داشت لیکن این بار، شیدایی‌تر و شهدایی‌تر! پس به کوری چشم تحریم و تحریم‌کننده، این ملت، هرگز دست‌بردار از ولایت نیست، چرا که دست‌بردار از عزت نیست! همین شعار جاودان و عزتمند «مرگ بر آمریکا» یعنی اگر شیطان بزرگ، همه دنیا را هم بخواهد به ما بدهد لیکن بدان شرط که دست از آرمان شهدا برداریم، پاسخ ملت در یک کلام مختصر و مفید این است: «هیهات منا الذله»! منتهای مراتب، اساس مساله اینجاست؛ دشمن زیاده‌خواه، فی‌الحال، نه فقط در هیچ باغ سبزی را نشان نمی‌دهد، بلکه علی‌الدوام با رفتار و گفتار وقیحانه خود دارد این را به ما می‌گوید؛ «تو بیا زیر بلیت من، تحقیر هم بشو، تو سری هم بخور، هسته‌ای را هم بده، نخبه‌های مملکتت را هم جلوی میز بازجوهای ما بنشان، اندرونی خودت را هم هویدا کن» و از این قبیل.

بنابراین ایستادن زیر پرچم شیطان بزرگ، بیش و پیش از آنکه آخرت ما را خراب کند، مخرب همین دنیای ما است! فلذا و در اینجا، هر چقدر شعار «هیهات منا الذله» با عقل ولو عقل صرفا مادی‌نگر، جور درمی‌آید، پناه به خدا باید برد از شر این شعار «هر توافقی از عدم توافق بهتر است»! «هر توافقی…» کنده‌ای است که از درون آن، هیچ دودی به حال اقتصاد و معیشت ملت بلند نمی‌شود. چرا؟ چون با این شعار، فی‌ حد ذاته نمی‌توان به لغو تحریم رسید؛ معلوم است که نمی‌توان رسید! اگر بنای ما بر آن است که از خلال مذاکرات، به نتیجه لغو تحریم برسیم، لاجرم باید دنبال «توافق خوب» باشیم، نه هر توافقی! واقعا اگر قرار باشد که بعد از این همه رفت و آمد و بگو مگو و کش و قوس، هدف لغو تحریم حاصل نشود، حقا که باید گفت «هیهات منا الذله».

«ذلت» فقط آن نیست که آدمی، آخرت خود را به دنیای اجنبی بفروشد! این البته از مهم‌ترین مصادیق ذلت، بلکه اهم آن است لیکن گاهی مثل همین برهه کنونی، معنای ذلت، یعنی آنکه تو، علاوه بر عقبی، دنیای خود را هم خراب کنی، در عوض، دنیای کدخدا و اهداف کاخ سفید را آباد کنی! اینکه نشد مذاکره!

براستی چیست منشأ این لطیفه‌های بامزه و کنایه‌آمیز این روزهای ملت که صرف نظر از هر عقیده و سلیقه‌ای، مشترکا و در یک خط واحد ساخته می‌شود؟! الا آنکه طولانی شدنِ معلوم نیست با چه هدفیِ بساط مذاکرات، بیشتر از خود تحریم، ملت را خسته کرده؟! این سمفونی «#تحریمیم! می‌فهمی؟» صدالبته نقدی هم به بی‌تدبیری‌های دولت دارد، آنجا که حتی برمی‌دارند آب خوردن ملت را بند می‌زنند به مساله تحریم! خب، یک چیزی هست صدای ملت درمی‌آید دیگر! اینک صدای ملت، بیش از آنکه از تحریم دشمن بلند شده باشد، بلند شده از بی‌تدبیری دوست!

ملت رای داد و ولایت، این رای را تنفیذ کرد تا یکی هم مذاکره مستقیم شود برای رسیدن به محصول لغو تحریم و الا «مذاکره برای مذاکره» و هی هم مذاکره، در نهایت ختم می‌شود به همین لطیفه‌ها! نمی‌شنوید این صدای لطیف را؟! نمی‌گیرید پیام این لطیفه‌ها را؟! اینکه دیگر پیام ۲۶ خرداد ۹۴ نیست ادعا کنید «مصادره» شده! اینکه دیگر پیام شهدای هور نیست ادعای بی‌خود کنید «سیاسی» شده! این پیام همان جمهوری است که به شما رای داده و نداده! این پیام همه ملت است؛ خواه به روحانی رای داده باشند، خواه به قالیباف، خواه به آن دیگران! پیام ملت این است؛ «توافقی که در آن، اصل بسیار مهم لغو تحریم‌ها آنهم در همان روز امضای توافق، گنجانده نشده باشد، از آنجا که به درد هیچ چیز نمی‌خورد،
کم و بیش مصداق ذلت است که ان‌شاءالله تیم مذاکره‌کننده، هرگز تن به چنین توافقی نخواهد داد».

اینکه دشمن به اهداف خود از مذاکرات برسد ولی ما به اهداف خود از مذاکرات نرسیم، یعنی «شکست مذاکرات». این عبارت «شکست مذاکرات» را بعضی‌ها فقط مختصر کرده‌اند در آن روز که مذاکرات، بدون نیل به توافق، به بن‌بست برسد! من اما اتفاقا یکی هم از زاویه همین عقل دنیا اندیش، «شکست مذاکرات» را در آن روز می‌بینم که توافقی امضا شود مشتمل بر نفع دشمن و ضرر دوست! این است شکست خوردن در مذاکرات و الا آمدیم و تدین، امانتداری، شجاعت و غیرت، دست آخر، مردمان مذاکره‌کننده ما را به این نتیجه بدیهی رساند که «عدم توافق، صد شرف دارد به توافق بد»، هیهات اگر آن روز، دستگاه دیپلماسی کشور را شکست خورده تلقی کنیم، چرا که اگر این مردمان، در رسیدن به هدف لغو تحریم ناکام بوده‌اند لیکن دشمن را هم در نیل به اهدافش ناکام گذاشته‌اند.

این اگر اسمش «برد» نباشد، لااقل «شکست» هم نیست و حداقل چون «حفظ عزت» صورت گرفته، می‌توان مسرور بود که در حفظ هر عزتی، عاقبت بردی نهفته است. مذاکره اگر بدین سیاق و همراه با حفظ عزت، مثلا شکست بخورد، حتما بهتر از آن توافقی است که تنها و تنها حکم به پیروزی دشمن دهد!

این شکست را نه فقط می‌توان تحمل کرد، بلکه حتی می‌توان ستود، لیکن امان از دست آن شکست در توافق بدی که دشمن را به نیات پلیدش رسانده باشد اما لغو همه‌جانبه تحریم‌ها را شامل نشده باشد! این فاجعه، نامش نه تنها «شکست» خواهد بود، بلکه بی‌تعارف، نام «ذلت» هم می‌توان بر آن نهاد! صدالبته امید است این مردمان، به لطف الهی و دعای ملت، موفق به لغو تحریم شوند، لیکن اگر قرار است شکست بخورند، کاش شکست را جوری بخورند که به معنای پیروزی دشمن نباشد!

در عالم، شکست‌هایی هست همراه با حفظ عزت، پس نه شکست که عین پیروزی است! در همین عالم اما مثلا پیروزی‌هایی هست که از صد شکست بدتر است! اگر ما مردمانی باشیم که فکر کنیم هر توافقی با دشمن حتی توافق بد با دشمن، مصداق پیروزی است، حکما نه معنای شکست را فهمیده‌ایم، نه معنای پیروزی را! از همین زاویه است که بعضا آنچه مرقوم می‌دارند، فاصله‌ها دارد بس دور و دراز، با آنچه در عالم واقعیت اتفاق افتاده! پایان مذاکرات، با هر نتیجه‌ای که باشد آخر دنیا نخواهد بود! آن روز هم روزگار، فردایی خواهد داشت!

ما البته دعا می‌کنیم مردمان محترم دیپلماسی کشور را بلکه در این کار انصافا دشوار، موفق شوند تا ضمن آوردن یک «توافق خوب»، خبر خوش «لغو تحریم‌ها در همان روز امضای توافق» را هم به گوش این ملت برسانند اما پایان مذاکرات، فرض بگیریم که تقدیر بر آن است نتیجه‌ای جز این داشته باشد؛ آیا بهتر است «پایان مذاکرات» منتهی شود به «عدم توافق» یا یک «توافق بد»؟! بار شکست در کدام طرف این ترازو سنگین‌تر است؟! چگونه شکست بخوری، «سربلند» خواهی بود؟! چگونه شکست بخوری، «سرافکنده»؟! در این باره «عقل» چه می‌گوید؟! «تدبیر» چه می‌گوید؟! این ملت چه می‌گویند؟!

اینک چند خطی هم ذیل نکته دوم یعنی «تبحر ملت ایران در تبدیل همیشگی تهدیدها به فرصت‌ها» بنویسم. همان نخستین روزهای انقلاب، در غائله سخت تحریک خلایق و واقعه نفسگیر قومیت‌گرایی، ملت ایران چنان این تهدید را به فرصت تبدیل کرد که تو می‌دیدی «شهید مصطفی چمران» اصالتا اهل ساوه، به محبوب دل اهالی شهر پاوه بدل شده.

مگر «شهید محمد بروجردی» اهل بانه یا مریوان بود که کردهای میهن، خود به ایشان لقب دادند «مسیح کردستان»؟ نخیر! ایشان زاده روستای دره‌گرگ بود، آن هم از توابع بروجرد! بروجرد کجا، کردستان کجا؟! در مواجهه با دشمن، ملت ایران را عجیب ملت رند و کیسی می‌دانم!

«برادر احمد» در بازار تهران به دنیا آمده را تبدیل می‌کند به «کاک احمد» کارزار کردستان! بی‌خود نیست کردهای دوست‌داشتنی ما، این همه تعصب دارند روی نام «حاج احمد متوسلیان»! آری! همان روزهای اول انقلاب بود که همین «کدخدای بی‌ادب و بی‌هوش» از ادب و هوش ملت متحد ایران، سیلی حیدری خورد!

فرقی نمی‌کند در آمریکا، چه کسی رئیس‌جمهور باشد! هر کسی باشد، بخصوص اگر اسمش «اوبامای جلاد تحریم» باشد، جای آن سیلی که «دشت اول» بود، در صورتش مثل برق خواهد درخشید! آن روزها، آمریکا می‌خواست ترک را به جان فارس بیندازد، لر را به جان عرب، این را به جان آن، آن را به جان این، و همه را به جان انقلاب، لیکن تهدید به آن بزرگی را دست برتر خداوند منان به یک فرصت بزرگ‌تر مبدل کرد!

این با آن آشنا شد، آن با این دوست شد، این لهجه آن را فرا گرفت، آن به زبان این سخن می‌گفت تا روح خدا وقتی بگوید «وحدت کلمه» اولین مصداقش همین ملت خودمان باشد. تهدید دوم، «جنگ» بود. جنگ اگرچه با دل «مادران فرزند از دست داده» بد تا کرد اما همین شیرزنان ما، هرگز اجازه ندادند یک قطره از اشک‌شان را دشمن ببیند! آنچه دشمن، از «مادر شهیدان دستواره» دید، اشک و آه و ناله نبود؛ «سیدمحمدرضا» بود و «سیدمحمد» و «سیدحسین».

«مرحومه سیده قدسیه میراسماعیلی» باری به خود نگارنده گفته بود؛ «من هر ۳ پسرم را در جنگ ۸ ساله تقدیم خمینی کردم، به‌علاوه تنها دامادم را و فی‌الحال چون نه پسری دارم، نه دامادی، اگر خامنه‌ای امر جهاد دهد، خودم با این سن و سال، حاضر به حضور در میدان نبرد هستم».

هان‌ ای دشمن! این هم از تهدید جنگ! ۸ سال آزگار، سعی کردی پدر این مردم را درآوری اما پدر خودت درآمد، چرا که الان در عراق، «سردار سلیمانی» هست لیکن «ژنرال پترائوس» کجاست؟! راستی که اگر تهدید جنگ نبود، «شهید حسین خرازی» کجا می‌خواست مثل «شرق ابوالخصیب» فرصت پیدا کند برای آنکه در «کربلای ۵» انتقام شهدای«کربلای ۴» را بگیرد و پیشانی شیطان بزرگ را با تقدیم خون خود، به خاک بمالد؟

القصه! تحریم هم تهدیدی بود که «شهید شهریاری» تبدیلش کرد به فرصت بلکه «غنی‌سازی ۲۰ درصد» اتفاقا از دل تنگنای تحریم بیرون بیاید. تحریم، در جنگ نتوانست پدر این ملت را درآورد، در زندگی بتواند؟! کور خوانده‌اند بعضی‌ها! بعضی‌ها که هنگام سخن، عجیب نامردمان ولنگاری می‌شوند! من باز هم تکرار می‌کنم؛ «تحریم، در جنگ نتوانست پدر این ملت را درآورد، در زندگی بتواند؟!» مگر «احمدی‌روشن» مرده است؟! مگر «رضایی‌نژاد» مرده است؟! و مگر مرده‌اند «علیرضا» و «آرمیتا»؟!

دقت شود! کسی منکر فشار تحریم بر شانه‌های این ملت نیست اما در عجبم از ولنگاری در سخن گفتن بعضی‌ها، آنجا که تحریم، داروی جانباز شیمیایی ما را نایاب کرده، صدای «عالیجناب شمیران‌نشین» درآمده است! جناب عالیجناب! وقتی از بزرگ گرفته تا کوچک، جملگی بر این مهم تاکید مضاعف دارند که تحریم – با وجود همه ضرر و زیانی که دارد- هرگز نتوانسته آن اثر مد نظر دشمن را روی ملت نستوه و شهیدپرور ما بگذارد، از شما تقاضامندیم خاطرات خستگی روزانه خود را در همان مخاطراتی که هر شب می‌نویسید مرقوم دارید، نه آنکه به پای «مادران فرزند از دست داده» بنویسید! شما همان به که از جانب آقازاده‌های خود سخن بگویی، نه شهیدزاده‌های دستواره و الا من ناچار می‌شوم نکته‌ای را به یادتان بیاورم!

نمی‌دانم در خاطرات ۱۶ مهر سال ۹۱ چه نوشته‌اید اما در همین روز، حضرتعالی در اظهار نظری گهربار فرموده‌اید؛ «به هر حال در تولید نباید وضع کشور اینگونه باشد. این موضوع ربطی به تحریم‌ها ندارد و این از جمله اموراتی است که مدیرها باید جوابگو باشند. تحریم چه تأثیری می‌خواهد روی کشاورزی بگذارد؟ شاید بگویند واردات سم و کود کم شده است ولی این حرف زیبنده ایران نیست»!

شگفتا! شما عالیجناب محترم در عین آنکه می‌دانید «این حرف زیبنده ایران نیست»، برمی‌دارید مورخ ۲۶ خرداد ۹۴ آن هم درست روز تشییع پیکر پاک شهدای وطن، اظهار می‌دارید؛ «عده‌ای حرف‌های عجیب و غریب می‌زنند که ما می‌‌خواهیم خودمان به دانش دست پیدا کنیم و این در حالی است که تحریم‌ها پدر مردم را درآورده است. اکثر مردمی که مزدبگیر هستند تحریم‌ها استخوان‌های آنها را خرد کرده است»!

جناب عالیجناب! در خاطراتی که می‌نویسید لطفا به این تناقض‌ها هم اشاره کنید!

اکثر مردمی که مزدبگیر هستند سال ۸۸ خوب یا بد رای دادند به فلانی! به چه حقی، با ادعای تقلب و «بریزید در خیابان» خاندان‌تان، قصد کردید استخوان رای جمهور را بشکنید؟!

جناب عالیجناب! این شما هستید که پدر مردم را درآوردید و با آشوب‌ فتنه، زمینه‌ساز تحریم‌های استخوان‌ خردکن شدید! باز هم اگر می‌خواهید بیشتر از آمار استخوان‌های خرد‌شده «مزدبگیران پابرهنه» بدانید، دمی مرور کنید دوران ریاست جمهوری‌تان را! و آن عصر را که به بهانه «سازندگی» استخوان‌های این ملت، زیر چرخ زمخت و بدترکیب «توسعه» له می‌شد! یادتان که نرفته؟!

اساسا و اصولا جنابعالی علاوه بر آنکه «پدر معنوی حزب کارگزاران» هستید، «پدر جد جریان انحرافی» هم محسوب می‌شوید! عجبا از تناقضات شما که روزی در نمازجمعه اعلام می‌دارید؛ «این غربی‌ها مثل گاو تحلیل می‌کنند» و دگر روز، با رفتار و گفتار خود و خاندان، قند در دل غربی‌هایی آب می‌کنید که همچنان مثل گاو تحلیل می‌کنند! البته این فقط غربی‌ها نیستند که امور را بد تحلیل می‌کنند و در سخن گفتن، ولنگاری می‌کنند!

اخیرا وابستگان شما خیلی خوب حق مطلب را درباره آن «مرض هاری» که فرمودید بیان کردند! اتفاقا حروف اختصاری مرض هاری هم «م-ه» می‌شود!

مرض هاری، مسری است و ریشه در تاریخ دارد! اتفاقا جناب زبیر هم آلوده شد به همین «م-ه»! و الا بنده خدا، از اهل بیت انقلاب محمدرسول‌الله‌(ص) بود!

حکایت این است؛ «م-ه» که بشوی، مرض هاری که بگیری، ولو آنکه نامت «عبدالله» باشد، پدرت را درخواهی آورد! و اینجاست که پدر آدم درمی‌آید، نه تحریم! حتی عاقبت زبیر را هم، تحریم شعب ابی‌طالب، خط‌خطی نکرد! تقصیر ذوالفقار اسدالله غالب هم نبود! کار عبدالله بود که «عبدالله» نبود! عبد فساد بود و دوز و کلک!



نام بیماری: دیکتاتوری حاد
چهارشنبه 3 تیر 1394 ساعت 01:27 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )

حسین علوی

برخلاف آنچه تصور می‌شد، خانواده مهدی هاشمی نتوانستند نسبت به حکم دادگاه وی سکوت کنند و واکنش‌های متفاوتی نسبت به این حکم نشان دادند. اکبر هاشمی‌رفسنجانی به جای واکنش مستقیم ترجیح داد مانند همیشه «بگم‌بگم»های مرسوم خود را در پیش گیرد. او که تحت هر شرایطی مسؤول مستقیم و نفر اول وضعیتی است که دولت روحانی برای مردم ایجاد کرده، طی یک سخنرانی مدعی شد در کار دولت و بویژه در سیاست خارجی دخالت می‌شود تا مثلا از این طریق تهدید به مواضع صریح‌تر کند. اما برخلاف هاشمی‌رفسنجانی که «فعلا ترجیح داده اینگونه حرف بزند» ۲ نفر دیگر از خاندان در‌باره حکم مهدی هاشمی مورد سوال قرار گرفتند و این ۲ نفر خواهر و مادر مهدی هاشمی هستند.

عفت مرعشی که آن جمله معروف او در روز انتخابات ۸۸ یعنی «اگر تقلب شد بریزید تو خیابونا»، تقریبا نشان داد او نیز در جریان فتنه پس از انتخابات است؛ این بار نیز تقریبا موضعی همسنخ با آن اظهارنظر معروف گرفت. او درباره حکم دادگاه پسرش گفت این حکم «تقلب» و «پدرسوخته‌بازی»(!) است.

همسر هاشمی رفسنجانی در پاسخ به این پرسش که «نظر شما درباره حکم مهدی هاشمی چیست؟» گفت: حکم آقای هاشمی یعنی تقلب، تقلب، پدرسوخته‌بازی. وی ادامه داد: بروید و همین را بزنید. عفت مرعشی خاطرنشان کرد: بروید بنویسید که خانم هاشمی گفت «پدرسوخته‌بازی بوده، حکمش (حکم مهدی هاشمی) پدرسوخته‌بازی بود و حکم نیست».

فائزه هاشمی، خواهر مهدی هاشمی هم در پاسخ به سوال باشگاه خبرنگاران مبنی بر اینکه نظرتان درباره حکم مهدی هاشمی چیست، گفت: به من گفتند در این مورد مصاحبه نکن تا ببینیم چه تصمیمی می‌گیرند.

اگرچه عفت مرعشی نتوانست جلوی خود را بگیرد و در اظهارنظری توهین‌آمیز مدعی شد حکم دادگاه پسرش تقلب و پدرسوخته‌بازی است و خود هاشمی نیز همانند همیشه تهدید به «بگم بگم» مرسوم خود کرده اما اظهارنظر فائزه هاشمی نشان می‌دهد خاندان، در انتظار تصمیم نهایی درباره حکم مهدی هاشمی است. به عبارتی همین موضع فائزه هاشمی نیز می‌تواند به معنای تهدید باشد چراکه آنها نه‌تنها مواضع خود هاشمی و اهانت همسرش را موضع نمی‌دانند بلکه می‌گویند منتظر می‌مانند تا رای نهایی صادر شود تا آنگاه واکنش خود را به صورت رسمی اعلام کنند.

منظور از حکم نهایی، درخواست ماده ۱۸ از سوی مهدی هاشمی است که طی آن، آنها از آیت‌الله آملی‌لاریجانی خواسته‌اند درباره حکم دادگاه تجدیدنظر اعلام‌نظر کند. دادگاه تجدیدنظر نیز در مجموع ۲۵ سال حبس و چندین میلیون دلار رد مال برای مهدی هاشمی صادر کرده است که بالاترین میزان حکم صادره مربوط به یک بزه که ۱۰ سال حبس است برای وی اعمال می‌شود.

نام بیماری
طی روزهای اخیر نیز یک فایل تصویری از هاشمی‌رفسنجانی منتشر شده که او در این فایل صوتی می‌گوید ۸ سال مدیریت اجرایی طی سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ مانند مرض هاری بوده است.

این اظهارنظر تند هاشمی باز هم نشان داده هرگاه شرایط، دلخواه او نبوده است او هیچ ابایی از تخریب، تخطئه و توهین نسبت به آن شرایط ندارد. این البته خصوصیت بارز هاشمی و برخی اعضای خانواده او است. گویی این خصیصه، یک ژن خانوادگی است و همین خاصیت ژنتیکی موجب می‌شود آنها تنها شرایطی را بپذیرند که مطلوب و دلخواه آنها بوده باشد.

طی سال‌های اخیر بارها و بارها گفته شد یک نوع دیکتاتوری حاد در رفتار آقای هاشمی و برخی اعضای خانواده وی مشاهده می‌شود. این بیماری، یعنی دیکتاتوری حاد و مسری علائم فراوانی دارد. آنچه هاشمی‌رفسنجانی طی ۸ سال ریاست‌جمهوری‌اش با منتقدان کرد؛ تاکنون هیچ رئیس‌جمهوری در ایران مرتکب نشد. ماجرای تعطیلی روزنامه‌های منتقد و حتی نشریات دانشجویی منتقد هاشمی‌رفسنجانی همچنان ورد زبان اهالی سیاست و رسانه است.

۸ سال ریاست‌جمهوری هاشمی دوران تاریک آزادی رسانه بود. روزنامه‌هایی مانند روزنامه جهان اسلام که روزنامه منتقد هاشمی بود، تعطیل شد. عزت‌الله سحابی که همراه تعدادی از همکیشان خود نامه‌ای انتقادی به هاشمی‌رفسنجانی نوشتند؛ چندی بعد دستگیر و روانه زندان شد چرا که به اعتقاد هاشمی «رویش زیاد شده بود.» کینه عباس عبدی، از چهره‌های اصلاح‌طلب از هاشمی رفسنجانی نیز معلول همین بیماری دیکتاتوری حاد است. او که سردبیر روزنامه سلام بود و در روزنامه خود انتقاداتی به هاشمی‌رفسنجانی داشت، ۱۱ ماه را در زندان سپری کرد.

این بیماری صدای اعتراض سید احمد خمینی را نیز به دنبال داشت و او بارها در مقاطع مختلف نسبت به نبود آزادی بیان و عدم تحمل حرف مخالف اعتراض کرد. سخنرانی سیداحمد خمینی در جمع مدیران وزارت اطلاعات حاکی از شیوع این بیماری در آن دوران تاریک است. مرحوم سیداحمد خمینی مهرماه سال ۱۳۷۳ در جمع تعدادی از مدیران وزارت اطلاعات می‌گوید: «حذف حصارهای خودسانسوری لازمه تحقق جامعه سالم است. مردم ما، انقلاب، نظام، امام، رهبر و کشورشان را دوست دارند بنابراین لازم است در کمال آزادی حرفشان را بزنند. این جوی که الان درست کرده‌اند و مردم را از دستگاه اطلاعات می‌ترسانند به مصلحت انقلاب و نظام نیست. نباید این جو باشد.

علائم دیگر بیماری
این رفتار البته پس از پایان دوران ریاست‌جمهوری وی نیز مشاهده شد. به عبارتی علائم دیگر این بیماری پس از آن ۸ سال تاریک هم بروز کرد. به‌ عنوان نمونه او در انتخابات مجلس ششم که با تمسخر و تحقیر اصلاح‌طلبان با اصطلاحاتی چون «آقاسی» (سی‌ام شدن هاشمی در حوزه انتخابی تهران) مواجه شده بود؛ مدعی شد در آن انتخابات تقلب شده است.

یعنی او دولت نزدیک به خود را متهم به تقلب کرد چراکه مردم در این انتخابات اعتنایی به او نداشتند. این بیماری یک بار دیگر، یعنی در دومین انتخاباتی که هاشمی در آن ناکام ماند هم تکرار شد. او در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، در سال ۱۳۸۴ که دولت اصلاحات مجری آن بود نیز ناکام ماند و باز هم دولت نزدیک به خود را متهم به تقلب در انتخابات کرد و در نمازجمعه گفت شکایت خود را از این تقلب به خدا می‌برد!

ماجرای فتنه ۸۸ نیز البته حالت عود کرده این بیماری بود که او پیش از شکست مفتضحانه کاندیدایش در انتخابات با آن نامه بدون سلام، آتش فتنه را روشن کرد. به هر حال مشخص شد دیکتاتوری حاد در موعد انتخابات نیز اینگونه خود را نشان می‌دهد.

قانون برای دیگران
براساس آنچه تاکنون تنها بخشی از پرونده اتهامی چندین هزار صفحه‌ای مهدی هاشمی نشان داده، پسر آقای هاشمی‌رفسنجانی حداقل در یک مورد، تاکید می‌شود که حداقل در یک مورد، رشوه گرفته است.

بخش عمده‌ای از محکومیت این بخش از پرونده وی، به خاطر رشوه‌خواری بوده است. به نظر می‌رسد این موضوع در افکار عمومی به عنوان یک اتفاق عجیب دریافت نشد چراکه سالیان سال است در جامعه ایرانی نسبت به این پسر آقای هاشمی‌رفسنجانی اتهامات اقتصادی فراوانی مطرح شده است. با این حال اما رفتار آقای هاشمی در قبال پرونده اتهامی فرزندش نشان داده است دیکتاتوری حاد که در فتنه ۸۸ یک بار به صورت کلی قانون را زیرپا گذاشت، در این مورد نیز به صورت مصداقی نه تنها قانون را نپذیرفت بلکه تلویحا آن را در مظان اتهام قرار داد.

او در میانه دادگاه پسرش، تلویحا مدیران دستگاه قضایی را به اعمال فشار متهم کرد و گفت اگر برای حکم فرزندش «از بالا» فشار بیاورند، او ساکت نمی‌نشیند. در واقع او برای واکنش خود توجیه ساخت تا وجه دیگری از دیکتاتوری حاد به نمایش گذاشته شود. اظهارات خانم عفت مرعشی درباره حکم دادگاه پسرش نیز در همین قاعده قابل ارزیابی است و نشان‌دهنده فراگیر بودن این خصیصه در این خاندان است.

منبع: وطن امروز


پدرسوخته بازی!
چهارشنبه 3 تیر 1394 ساعت 01:25 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )
عفت مرعشی همسر اکبر هاشمی رفسنجانی

سید محسن میرشمسی

بعضی‌ها برای توجیه توهین سرکار خانم ‫‏عفت مرعشی‬ به ‫ ‏قوه قضاییه‬ در رابطه با حکم محکومیت ‫ ‏مهدی هاشمی رفسنجانی‬ پای احساسات مادرانه خانم مرعشی را به میان آورده‌اند، درحالیکه اگر صوت این مصاحبه را گوش کرده باشید، وی بدون بغض و لرزش صدا و نشانه‌ دیگری که حاکی از احساسات باشد و با خنده‌ای اقتدارآمیز به خبرنگار می‌گوید که حکم ‫ ‏مهدی هاشمی‬ “تقلب و پدرسوخته‌بازی” است.

کجای این احساسات مادرانه است؟!

(صوت را از اینجا گوش دهید)

به نظر شما اگر یک نفر غیر از همسر ‫ ‏هاشمی رفسنجانی‬ اینگونه قوه قضاییه را به ‫‏تقلب‬ و پدرسوخته‌بازی متهم می‌کرد، چه برخوردی با او می‌شد؟!



همه فرافکنی‌های دولت یازدهم؛ از ادعای تکمیل فن‌آوری هسته‌ای تا بنزینی که گران نشده است!
سه شنبه 26 خرداد 1394 ساعت 09:31 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )

راستگویی از ستوده ترین رفتارهای فردی و اجتماعی در میان همه ی اقوام و ملل دنیاست. و در مقابل؛ همگان دروغگویی را ریشه هر بدی دانسته اند. آموزه های دین مبین اسلام، دروغ را «مادر گناهان» معرفی کرده و نسبت به آن به شدت هشدار می دهد.

 حسن روحانی در نخستین حضور خود در انظار عمومی برای اعلام کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از عزم خود برای تشکیل "دولت راستگویان و درستکاران" خبر داد. اگرچه طیفی از جامعه، از همان ابتدا به شعاری بودن این اظهارات اعتقاد داشتند؛ با این حال  به نظر می رسد فضای فکری خاص روحانی؛ عمل به وعده ی راستگویی را در طول دو سال گذشته برای رئیس جمهور مشکل کرده است.

 دولت یازدهم که از همان ابتدا می خواست بین انقلابی بودن و تعامل با کشورهای استکباری پل بزند؛ برای پیشبرد سیاست های خود بعضاً مجبور می شد تا زیاد هم راستگو نباشد؛ از این رو تا حد زیادی به دوپهلو سخن گفتن روی آورد. اما همواره هم نمی شد دوپهلو و چندپهلو سخن گفت؛ بنابراین به نظر می رسد تیم عملیات روانی دولت به راهبرد دیگری متوسل شده اند که می توان از آن به عنوان «جنگ روانی مهندسی شده» تعبیر نمود.

 مهمترین راهبرد افراد در آنچه ما آن را جنگ روانی مهندسی شده می نامیم؛ فرافکنی و انداختن توپ در زمین مخاطبان است. در این شیوه؛ بهترین حالت مهندسی زمانی اتفاق می افتد که فرد بر اساس انگاره های ذهنی خود سخنی را می گوید که تا حد امکان، راست جلوه کند و دروغ پنداشتن حرف در نظر مخاطبان را ناشی از تفاوت فضای فکری آنان و کم اطلاعی(بیسوادی و تازه به دوران رسیده بودن و ...) آنان از موضوعات مربوطه جلوه می دهد. اگرچه استفاده از این شیوه هم زیاد ساده نیست. از این رو فرد گاهاً چاره ای جز راست جلوه دادن بزرگترین دروغ های ممکن را پیش روی خود نمی بیند.

 بررسی رویدادهای دو ساله ی حاکمیت دولت مدعی راستگویی، نمونه های فراوانی از این برنامه ی عملیات روانی را در منظر مخاطب قرار می دهد. برنامه ای که تنها اسمی که روی آن نمی توان گذاشت عنوان راستگویی است.

به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب

بازرسان آژانس گردگیری کامل مراکز نظامی را پذیرفتند
سه شنبه 26 خرداد 1394 ساعت 09:28 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )
شنیده شده است داعش بالاخره با صدور بیاینه ای رسمی مسئولیت لگن جان کری را بعهده گرفت.
پیش از این برخی از خبرگزاری‌ها با تکذیب ماجرای دوچرخه‌سواری همزمان با ترک خوردن دیوار تحریم‌ها از ترک خوردن لگن جان کری در درگیری با یکی از سران داعش در یک جلسه خصوصی خبر داده بودند.
داعش تا قبل از این بیانیه هرگونه ارتباط با لگن سیاستمداران آمریکایی را رد می‌کرد.

پیگیری خبرنگار اعزامی ما به مذاکرات حاکیست با مقاومت غرورآفرین تیم مذاکره کننده کشورمان ۵+۱ مجبور به دادن امتیازهای باور نکردنی به ایران شده است.
از جمله اینکه بازرسان آژانس متعهد شده اند ۲۴ ساعته دستمال کشیدن بر روی تمام تاسیسات هسته‌ای و گردگیری از تمام پادگان‌ها و مکان‌های نظامی و شست و شوی موشک‌ها آنهم با چشم بسته و در شرایطی سخت را یپذیرند.
تیم ایرانی اصرار دارد تعهدات ۵+۱ در امور مربوط به نظافت بعضا بصورت سرزده انجام شود ولی بازرسان آژانس می‌خواهند این امر با یک جدول زمانی مشخص صورت بپذیرد.

اخیرا رییس جمهور در سخنرانی خود اعلام کرده است اینکه در دوران گذشته گفته می‌شد اون ممه رو لولو برد هم تقصیر قبلی‌ها بود، اگر درست مدیریت می‌کردند نه تنها لولو نمی‌توانست ممه‌ها را ببرد بلکه خود ممه‌های لولو هم الآن دست ما بود.

بعد از قطعی شدن حکم مهدی هاشمی با توجه به خاطرات گذشته ظاهرا امام در روزهای آتی مخالف زندان انداختن آقازاده‌ها هم خواهد شد.

متهم محترم جناب ف.ل که بعضی رسانه‌ها از عدم پیگیری پرونده وی گلایه کرده‌اند ظاهرا خانم فریبا لوله‌ای می‌باشد که با اسم مخفف لولو در سخنرانی‌های رییس جمهور پیشین به آن اشاره می‌شد.

در همایشی با محوریت اعتراض به دو قطبی کردن فضای کشور با طرح مسائلی همچون فقر و فنا، خرس قطبی هم با اضافه شدن به جمع معترضین خود را یکی از قربانیان دو قطبی شدن زمین معرفی کرده است و اعلام کرده شمال و جنوب و بالای زمین و پایین زمین باعث شده است وی از بستگانش دور بیفتد.

شنیده شده است آقای روحانی در یک سخنرانی عمومی با گره زدن مساله آب به تحریم‌ها عنوان کرده است اگر تحریم‌ها برداشته بشه دیگه لازم نیست آبو دقیقا بریزی همونجایی که می‌سوزه یک مقدار اینور و اونور تر هم بریزید تاثیرش را خواهد گذاشت.

شنیده شده است یکی از مسئولان محیط زیست چون تخصص در زیرآبی رفتن دارد بعد از واژگون شدن قایقش بدون هیچگونه مشکلی توانسته است خود را به ساحل برساند.

دیوی با تشکر از سخنگوی دولت بر تکذیب هرگونه گرانی و افزایش قیمت در گذشته و آینده تاکید کرد.

رییس ستاد استقبال مردمی از رییس جمهوری در خراسان شمالی گفت: به دلیل حفظ کرامت انسانی مردم، حذف استقبال خیابانی از رییس جمهوری و حرکت پشت خودرو رییس جمهور در جریان نوزدهمین سفر استانی در این استان کلید می خورد.
کارشناسان معتقدند مهمترین دلیل این امر، تعطیل شدن مدارس دبستان و راهنمایی در ایام بعد از امتحانات می‌باش
د.



آب خوردن مردم به «سلام بر حسین» بستگی دارد، نه تحریم
دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت 11:18 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )
حسین قدیانی

آهای قاسم سلیمانی! می‌بخشید که دارم با این لحن، شما را خطاب می‌کنم. سخنی دارم با شما. صریح و رک! ۸ سال جنگ تحمیلی، جان شیرین خود را به بازی گرفتید بس نبود که باز هم مشغول جنگ هستید؟! آنهم با لعین داعشی که در قساوت، الگو از شمر و حرمله گرفته‌اند؟! آنهم کیلومترها جلوتر از شلمچه و طلائیه و مجنون؟! آنهم در خاک کشور همسایه؟!

من البته خوب می‌دانم از جمله نیات شما این است که به عشق خدای هور و علاقه به همین جمهور، دشمن را در همان بیرون مرزها نگه دارید تا هرگز قدم اجنبی، خاک میهن را آلوده نکند و دقیقا بدین دلیل بدل به مرد محبوب این روزها شده‌اید، لیکن با این همه «جنگ» آنهم با لباس ضد گلوله، سهم شما ایضا زن و بچه‌تان از «زندگی» چه می‌شود؟! شما هم یک کلام دل را خوش کن به خوشی‌های دنیا، و گور پدر وجدان، ملیت و امنیت، بیا و بگو؛ «تا تحریم برقرار است، من با داعش نمی‌جنگم!» چطور بعضی‌ها همه امور دولت، حتی نوشیدن آب ملت را واگذار به مسئله تحریم کرده‌اند اما تو باید با وجود همین تحریم، با شقی‌ترین شیاطین آخرالزمانی بجنگی؟! و نه فقط بجنگی، بلکه جورکش قصور بعضی‌ها باشی! دجله و فرات، به مدد تو و نیروهای مردمی عراق، از گزند عمرسعدهای واپسین، برقرار بماند و در نهایت آرامش، دست به اروند و کارون دهد، آنوقت حضرات به جای یک تشکر خشک و خالی از تو، وقیحانه متذکر جمهور شوند که حتی آب هور فاطمیون هم «مهریه تحریم» است!

راستی! که تا حسین علیه‌السلام همچون تو «شهید زنده» فدایی دارد، دیگر نمی‌توان فرات را بر فرزندان فاطمه سلام‌الله‌علیها بست. بعضی‌ها لطف کنند و گرای بی‌خود به دشمن ندهند! آب بسته‌اند به تدبیرشان، خیال می‌کنند برای آب خوردن هم باید اجازه از اجنبی بگیریم! فی‌الحال، لغو بی‌تدبیری، از لغو تحریم هم واجبتر است چرا که با این بساط، بر فرض محال لغو تحریم هم، بنا به اعتراف خود حامیان دولت، هیچ معجزه خاصی رخ نخواهد داد!

ادامه مطلب

گردنتان را خواهد شکست…
شنبه 23 خرداد 1394 ساعت 02:28 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )
تزویر

تزویر به شما امان می‌دهد که مقاومت‌تان را بشکند.
پس از غلبه شک نکنید که گردنتان را خواهد شکست.

مختارنامه


برچسب‌ها: تزویر , مذاکره ,

اعتراف BBC پس از ۶ سال: ۸۸، موسوی برنده انتخابات نبود! / 'شورش' سبز شکست خورد
چهارشنبه 20 خرداد 1394 ساعت 04:30 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )
، شش سال پس از فتنه سال ۸۸ در ایران، مردم ایران به یاد دارند که در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم، رسانه‌های فارسی زبان وابسته به دولت‌های غربی تدارک گسترده‌ای برای به خیابان کشاندن و ایجاد آشوب دیده بودند. پیشقراول این رسانه‌ها شبکه بی بی سی فارسی بود که با بودجه‌ فراوان و برنامه‌ریزی ویژه دولت انگلستان پای به این عرصه گذاشته بود.

اکنون و بعد از ۶ سال از آن روزها، بی بی سی فارسی (BBCPERSIAN) به بازخوانی آن ایام پرداخته و نوشته است: «با فروکش کردن امواج جنبش سبز، رفته رفته روشن می‌شود که این جنبش عملاً به اهداف ادعایی خود نرسیده است.»



تمام سخن آشوبگران و فضاسازی رسانه‌های خارجی از جمله بی بی سی از آن سال به بعد را می‌توان در این سه جمله خلاصه کرد:

۱. مردم ایران با به راه انداختن جنبشی به نام "جنبش سبز" به دنبال حق خود هستند.

۲. انتخابات در ایران آزاد نیست. در انتخابات ریاست جمهوری سال۸۸ تقلب شده است.

۳. جنبش سبز، پیروز است و طرفداران بسیاری در میان ایرانیان دارد.

ادامه مطلب

كلید اغتشاشات سخنرانی رئیس‌جمهور در حرم امام از جیب كودتاگران ۸۸ در آمد!
چهارشنبه 20 خرداد 1394 ساعت 04:25 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )
در روزهای اخیر بعضی روزنامه ها و نشریات با تیترسازی و تحریف آنچه در سخنرانی ریاست محترم جمهور در حرم امام (ره) اتفاق افتاد سعی كردند تا جوانان ارزشی و متدین و دلسوز جامعه را متهم به بی نظمی و توهین به مقامات عالی كشور کنند و به زعم خودشان با رو در رو نشان دادن نیروهای اصیل انقلاب با نمایندگان ملت، خیل صدها هزار نفری جوانان عاشق حضرت روح الله را افرادی خشن ، بی نظم و هرج و مرج طلب و بی منطق نشان داده و خودشان را افرادی متین خردمند و منظم جلوه دهند.
 حال آنکه تمام این تیترسازی ها و بزرگنمایی ها چیزی نسیت جز حربه ای برای فرار از انعکاس منطق مستحکم و غیر قبل انکار تحریف شخصیت امام خمینی (ره).
گزارشی كه در ادامه تقدیم حضور خوانندگان گرامی می‌شود به روشنی نشان می‌دهد؛ پشت چهره خندان برخی از كسانی كه این روزها شعار اعتدال‌گرایی سر می‌دهند همان افراطیون و فتنه‌گران پنهان شده‌اند.
در اثنای گزارش، خواننده متوجه می‌شود؛ جریان سیاسی خاصی با اهداف كثیفی برای حاشیه‌سازی در مراسم ملی و عظیم رحلت امام برنامه ریزی كرده‌اند تا خوراك رسانه‌های صهیونیسم جهانی و دنباله‌های رسانه‌ای داخلی را مهیا سازند! در این گزارش مشخص می‌شود؛ بازداشت شدگان حادثه در اعترافاتشان به صراحت، پرده از برنامه ریزی شده بودن حادثه و پروژه‌ی ضبط ویدیویی آن برمی‌دارند.

http://www.jahannews.com/images/docs/000427/n00427129-t.jpg
عناصر میدانی كودتای آمریكایی - اسراییلی ۸۸ سردمداران كسانی بوده‌اند كه با ادعای حمایت از رئیس‌جمهور محترم اقدام به اغتشاش در مراسم مذكور نموده‌اند. همین افراد را عناصر سیاسی مدعی اعتدال‌گرایی به معركه آورده بودند تا فضای جلسه را ملتهب سازند و در نهایت مردار ماهی سیاسی خود را حتی به قیمت لكه‌دار شدن مراسم رحلت جانسوز امام خمینی(ره) صید نمایند! و البته متاسفانه اینبار نیز چوب رذالت این جریان فتنه‌گر، نصیب نیروهای حزب‌اللهی می‌شود!!! تا بار دیگر مظلومیت حامیان اصیل اسلام و انقلاب عیان گردد.
متن کامل و گزارشات در ادامه مطب
به ادامه مطلب برو...

اگر تحریم برداشته بشه چی میشه!
سه شنبه 19 خرداد 1394 ساعت 11:26 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست پارا دوکس | ( نظرات )

اگه تحریم برداشته بشه:

– کچلا مو در میارن.
– چاقا لاغر میشن.
– لاغرا چاق میشن.
– باباها خودشون پامیشن کولرا رو روشن می‌کنن.
– اینایی که ریشاشون تیزه ریشاشون نرم میشه.
– تاکسیا پول خورد دارن همیشه.
– هر جا وایسی در مترو همونجا باز میشه.
– چاییت سرد نمیشه داغم نمیمونه.
– ساندیسا از جای علامتشون باز میشن واقعا.
– افطار همیشه ساعت ۵ بعد از ظهره.
– حرف پ روی همه کیبوردها مثل بچه آدم یه جا قرار میگیره.
– مامانا گوشی موبایلشونو جواب میدن.
– روز مرد برا مردا سکه طلا میخرن نه شورت و زیرپیرهن.
– گوجه کیلویی “سر کوچه محمود هر چی دادن مام میدیم” میشه.
– وقتی کلاتو پرت میکنی صاف میره رو چوب لباسی.
– تو مسجد بوی پا نمیاد.
– استاد سوالای امتحانو میده بعد ترم شروع میشه حضور غیابم نداره کلن.
– حرفای علامه جوادی رو همه می‌فهمیم.
– شجریان میاد ماه عسل توبه میکنه ربنا می‌خونه.
– قلیونو هر چقدر بکشی نمی‌سوزه.
– خیابانی کاری به زیر نویسای تلویزیون وقتی داره فوتبال گزارش میکنه نداره.
– صدات وقتی ضبط میکنی از صدای خودت قشنگ تر میشه.
– کسی الکی تو هیچ گروهی عضوت نمی کنه.
– مولانا به شمس لیلی به مجنون خسرو به شیرین میرسه فرهادم کوه رو میکنه و اونور کوه عاشق یکی دیگه میشه و با هم ازدواج می‌کننن و چند تام بچه میارن.
– دریاچه ارومیه لب ریز میشه تو دریاچه نمک قم غلظتش معمولی میشه.
– شربت آب لیمو همون دفعه اول که شکر و آبلیمو رو ریختی توش درست میشه.
– کبریت آخری نمی‌شکنه.
– هیچ فلشی بلکه هیچ در فلشی حتی گم نمیشه.
– خر عرعر نمیکنه.
– مشتری برا استقلال پیدا میشه.
– گنجیشکا صبح دیرتر بیدار میشن.
– پاییز دیگه غمناک نیست.
– تیکه های ته رانی در میاد.
– هاچ مادرشو پیدا میکنه.
– قاتل بروسلی خودشو معرفی میکنه به ۱۱۰٫
– از در و دیوار شوهر می‌ریزه.
– کره الاغ کدخدا یورتمه میره دوباره تو کوچه ها سواری هم میده کلی هم تر و تمیز شده.
– ایران از آرژانتین می‌بازه دوباره خوشحال میشن همه.
– عکس شناسنامه هاتون خوشگل میشه.
– رانندگی خانوما خوب میشه.
– داعشیا جشن دهه فجر میگیرن همشون مُن”فجـِررر” میشن.
– حاج آقای صدیقی جوک میگه.
– حاج آقای قرائتی گریه میکنه.
– تو حیاط عیدی میدن دوباره.
– دهه شصتیا نوستالژیاشون برمیگرده دوباره.
– مراقبای امتحان کور میشن.
– پشه ها قبل از اینکه بخوان نیش بزنن اجازه میگیرن.
– همه دخترا میدونن چی بپوشن.

عصن یه وعضی که اگه بخوام بقیشو بنویسم میترسم برسه دست آمریکاییا پشیمون بشن از توافق کردن با ایران بزنن زیر همه چیز زحمات عمو ظریف هم هدر بره.


برچسب‌ها: تحریم , مذاکره ,



 
صفحات
نویسندگان
لینک دوستان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :





Powered by WebGozar